من سمام.اسمم رو پدر و مادرم انتخاب کردن، فامیلیم رو جد بزرگم و شغل و حرفهم رو خودم. البته اگه انتخاب آخری رو هم خانواده به عهده میگرفتن، احتمالا نتیجه بهتری از آب درمیومد!خانواده مذهبی و ولایی که در آن چشم به جهان گشودم، اصلا انتظار همچین خروجی رو نداشتند. sorry not sorryدبیرستان رشته انسانی خوندم و دانشگاه فقه و حقوق. اما یک جایی تصمیم گرفتم از فضای امن خودم بیرون بیام و سراغ کاری برم که هیچ شباهتی به درس و فعالیتهای قبلیم نداشت؛ فقط برای اینکه خودم رو به چالش بکشم. اینطور شد که وارد دنیای ایدهپردازی شدم و بعد هم رسانه.این کار مناسب منه؟ نمیدونم.توش خوبم؟ نمیدونم، از بقیه بپرسید!قراره تا آخر عمر همین کار رو ادامه بدم؟ بازم نمیدونم.اصلا برای همینه که میگن هر آدمی یه اسم سرخپوستی هم داره. اسم من احتمالا «فردا را خودش هم نداننده»ست! چون دقیقا نمیدونم قراره توو آینده چی پیش بیاد ولی میدونم که همین لحظه داره بهم خوش میگذره!همین. من سمام و هیچگونه استعداد برجستهای ندارم، فقط مشتاقانه راجع به مسائلی کنجکاوم.